تبليغاتX
بغض بارون
پاییز پادشاه فصل ها آمد ...

به نام آنکه سر آغاز همه ی رسیدنها و آمدنهاست ...

می خواهم بازهم برایت بنویسم زیبای من، درست نمیدانم از چه و از کجا

شاید فقط چند جمله و شاید نامه ای مفصل برایت نقش زدم ...

نام مقدست را این روزها که نه، هر روز، در دلم عشق را آواز میکند.

45 شب قبل، وقتی هنوز شهریور دلش خوب از تابستان سیر نشده یود

عجیب عطر آشنایت را حس کردم، همان شب را میگویم

که آسمان اولین برقش را زد و رعدش را اندکی بعد  به گوشمان رسانید،

نگاهم دوید پشت پنجره و دلم لرزید، به یاد دیدارمان، به یاد روزهایی که در نبودنت یکی یکی

تقویم را وداع گفتند و مرا در تکاپوی پر از مکث لحظه ها تنها گذاشتند ...

بگذار حال که در لحظه های خوش رنگت چشمانم را ابری کرده

کمی برایت درد دل کنم....

نامه ی وداع 2سال پیشم در آخرین روز پاییز در بغض بارون که در خاطر آسمانیت هست؟ جمله ی آخرش چطور ؟

که بعد فرشته برام نوشت:

" اگر پاییز به این تلخی است، کاش این آخرین پاییز من باشد" !!

بگذار خوب آمدنت را بین تپش های نیلی رنگم مزه مزه کنم خوب من.

از کجا به اینجا رسیدم؟

از همان وداع آخر ...

روزهایی که مرا با یادت تنها گذاشتی و نمیدانم برای قلب کدام عاشقها کدام نقطه را برگ ریزان میکردی ، روزهای سخت و سختی بودند...

اما خوب، ملالی نیست

از حضور مخمل گونه ات، عجیب فضایم را پر از عطر باران کرده، راستی گفتم باران !

یاد جشن باران افتادم ...

تو که یادت نرفته؟ هزارتای آن را طلب دارم ...

سرت را درد آوردم نه؟ ببخش شکیبا ترین طنین عاشقیه من

نیمی از تو گذشت و نیمی دیگر از تو باقی مانده ...

خوب نامی برایت گلچین کرده اند:

""" پادشاه فصل ها """

اما نه کم است ... پادشاه همه ی لحظه ها، ملکه ی همه ی عاشقیها ....

تقدس عاشقی لحظه ی دیدارمان را بی صبرانه بین قافیه های انتظار میگنجانم ...

دوستت دارم از همیشه تا ابد

پاییز من.

 

انتظار هم می آید 

دوباره باران می بارد

برگهای رنگین با ترانه باران میرقصند

مروارید مروارید از برگها میچکد

و شبنم شبنم عشق بر گونه هایم مینشیند با باران  

و من دوباره بی قرار می شوم 

دوباره فصل زرد وسرخ  

دوباره آسمان خیس  

دوباره فصل انتظار   

دوباره جستجوی من 

دوباره چشمهای تو  ...

و من پاییزی میشوم   

می خواهم تولد دوباره ام در پاییز باشد  

بوی غریبی پاییز را حس میکنم  

اما اینجا آخر انتظار نیست ...

قرار ما زیر باران 

انتهای جاده عشق ...




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 20:26 توسط ..:: محمد ::..

مركز آموزش ايرانيان